داستان خرما در ایران
توضیحات
با ما در اینستاگرام پُرفیرو همراه باشید
درباره داستان خرما، کاشت و استفاده از درخت خرما در ایران مطالب فراوان و گاه متناقضی وجود دارد. اگر علاقه دارید بدانید که درخت خرما و میوه آن برای اولین بار از کجا پیدا شدند، خرما در ایران از چه زمانی وجود داشته است و اطلاعات بیشتری درباره خرما در مقایسه با آنچه تا کنون شنیدهاید، لازم دارید، پُرفیرو این داستان را برای شما نقل خواهد کرد.
گفته شده است خرما از میوههایی بوده که خداوند هنگام هبوط آدم به او داده است (1). به روایتی، انوسبن شیثبن آدم علیهالسلام نخستین کسی بود که درخت خرما را کاشت (2) و شاید خرما اولین درختی باشد که کاشته شده است.
محمدبنجریر طبري مبدا پیدایش خرما را همزمان با استقرار حضرت آدم در کره زمین دانسته و نوشته است: «گویند میوههایی که خداوند عزوجل هنگام هبـوط بـه آدم داد، سی جور بود: «ده میوه پوستدار و ده میوه هستهدار و ده تای آنها بیپوست و بیهسته. میوههاي پوستدار: گردو و بادام و پسته و فندق و خشخاش و بلوط و شـاه بلـوط و انار و موز بود؛ میوههاي هستهدار: شـفتالو و زردآلـو و گـیلاس و خرمـا و نارگیـل و سنجد و کنار و عناب و زالزالک و کندر بود و میوههاي بیهسته: سیب بود و گلابی و انگور و توت و انجیر و اترج و شاه توت و بالنگ و خیار و خربزه»(3).
در تاریخ باستان، بر اساس افسانهای، ققنوس در بالای درخت خرما پرورش مییابد. پس از ۵۰۰ سال، پرنده از شعلههای خورشید آتش میگیرد و از خاکستر خود دوباره متولد میشود. برخی از افسانهها گفتهاند که درخت خرما میمیرد و همراه با پرنده دوباره زنده میشود.
فسیل هستههای خرمای هفت هزار ساله و سابقه کشت 6500 ساله، خبر از قدمت کشت این درخت میدهد (4 و5). درخت خرما (آسوریک) یا به تعبیری نخل و به گویش محلی جنوب مُخ “mox” و مو”mo” بدون شک یکی از کهنترین درختانی است که از دیرباز منبع قوت انسانهای دورهی باستان بوده است.
پیدایش درخت خرما
مبدأ اصلی آن به درستی معلوم نیست؛ اما تاکنون دانشمندان نظریات مختلفی دربارهی منشأ آن ارائه کردهاند و درباره خاستگاه درخت خرما اختلافنظر وجود دارد. عدهای سرزمین اولیهی درخت خرما را آسیا و مشخصاً کرانههای خلیج فارس دانستهاند. گاه آن را به اطراف خلیجفارس (6) و گاه نیز به بابِل (واقع در عراق)، عربستان، افریقای شمالی، یا بلوچستان متعلق دانسته و گفتهاند که از بینالنهرین (عراق) وارد ایران شده است (7). برخی خاستگاه اصلی آن را شمال آفریقا و شبه جزیرهی عربستان و بعضی سرزمین آن را شبه قارهی هند و یا بلوچستان عنوان کردهاند. دکتر سیدجعفر حمیدي در مقاله نخل مینویسد(8):
«سابقه درخت خرمـا بـراي بشـر از پـیش از تـاریخ مطـرح اسـت. برخـی از پژوهشگران، اصل آن را از عربستان، آفریقاي شمالی و نقاط گرمسـیري و نـیم گرمسیر میدانند اما نقاط اولیه رویش آن، علاوه بر مکانهاي یادشده، در جاهاي دیگر جهان نیز بوده است. شش هزار سال پیش از میلاد مسیح در بینالنهـرین، یعنی نقاط بین دو رودخانه بزرگ دجله و فرات، درخت خرمـا وجـود داشـته است. بنابراین احتمالاً مبدأ اولیه این درخت همین ناحیه بوده است. ساکنان اولیه بینالنهرین یعنی سومريها، بابلیها، آشوريها و کلدانیها، همچنین کاسیهـا، هورانیها و ایلامیها (عیلامیها) این درخت را میشناختهاند».
در نشریه بینالمللی سال 1950 مربوط به خرما که در تونس منتشر شد اصل خرمـا را بیابانی دانسته و نخستین محل پیدایش آن را بینالنهرین و خوزستان شمرده و اظهـار میدارد از آنجا به شمال آفریقا و هند رفته است ([9]). با توجه به اینکه جلگه خوزستان تا منطقه دشتستان از خشکیهایی هستند که بعد از دورة پلیوسن از زیر آب بهدر آمدهاند و هر دو از نواحی گرم ایران هستند، احتمـال دارد که کشت نخل در هر دو منطقه همزمان آغاز شده باشد.
درخت خرما در هیچجا بهصورت وحشی نروییده است. این امر احتمال منشأ یافتن آن از گونههای دیگر و مساعدت انسان و گذر زمان در ایجاد و گزینش آن را میرساند. عدهای دیگر منشأ آن را نخل برّی با نام علمی Ph. Sylvestris که در هند میروید ([10] و[11]) و برخی دیگر منشأ آن را دورگهای بین گونه فوق و انواع دیگر از جمله Ph. canariensis یا Ph. reclinata دانستهاند (12). در زمان عیلامیان، کشاورزان شهر بزرگ لیان (= آفتاب درخشان؛ در اطراف بوشهر کنونی) خرما کشت میکردند (13).
به گواه تاجری یونانی در قرن اول میلادی، از اُبُلَّه (شهری باستانی در کنار رود دجله و شمال نهر بزرگ ابلّه) و عمان مقدار زیادی خرما به بهروچ (در غرب هند) و شبهجزیره عربستان صادر میشده است. شاپور، فرزند هرمز، قیصر شکست خورده را مجبور کرد که به جای هر درخت خرمایی که کندهاند، درخت زیتونی بکارند (14).
درخت نخل خرما در ایران
گاه اعتقاد بر این است که ایرانیان اولین کسانی بودند که خرما را در یکی از جزایر خلیجفارس یافتند و آن را منتقل و تکثیر کردند و زادگه خرما در ایران است (15). در نقوش یافته شده کلدانی و آشوري و بابلی بینالنهرین، تصویر نخل بـه فراوانـی دیده میشود. آسوریان یا کلدانیان، بقایاي ملت قدیم کلـده هسـتند کـه از 2500 سـال پیش در ایران به سر میبرند.
کلدانیان قدیم خرما را درخت زندگی میدانستند و از قسـمتهـاي گونـاگون ایـن درخت استفاده مینمودند. از برگش حصیر بافته و خانههاي خود را فرش مینمودند و با لیف آن طناب (سازو) درست میکردند. منابع چینی از کشور بو-سی (پارس یا ایران) به نام سرزمین نخل خرما یاد میکننـد، که در نزد ایشان به نام «عناب پارسی» و «عناب هزارساله» مشهور بوده است. در پایـان قرن نهم میلادي نخل خرما از ایران به چین نیز برده شد (16).
از میوه خرما نیز به وفور در تاریخ ایران نام برده شده است. به عنوان مثال، در اوستا خرما خوردنیترین میوه زمین برشمرده شده است (17). در بندهش (18) نیز از خرما یاد شده است. همچنین خرمابن جزو گیاهان دوپاره آمده که به اندازه همه گیاهان میان آسمان و زمین میارزد و مشی و مشیانه برای کباب کردن گوسفند از هیزمش استفاده کردهاند (بندهش). وقتی که کیخسرو درباره بهترین میوهها از ریدک پرسید، او خرمای هرات را جزو نیکوترین میوهها ذکر کرد. خرما از خوراکهای رایج میان سومریان بوده است ([19]).
شواهد تاریخی خرما
از گیاه خرما، درخت، میوه، برگها و سایر قسمتهای آن در تاریخ بسیار استفاده شده است تا بدان جا که آثاری از این گیاه در نقشها و بناهای دورهی باستان و بعد از آن نیز به دست آمده است. در زیر به بخشهایی از این آثار اشاره خواهد شد:
در بنای معبد خدای ماه در نزدیکی اورِ عراق، از نخل استفاده شده است، که سابقه آن را حدود هفت هزار سال قبل تخمین زدهاند ([20]). هم چنین در نقشهای برجسته نینوا آثاری از درخت نخل خرما مربوط به دوره آشوریان وجود دارد. در قانوننامه حَمورابی ([21]) (۱۸۱۰–۱۷۵۰ پیش از میلاد) که مربوط به حدود 4000 سال پيش میباشد، ششمین پادشاه بابِل چند ماده درباره نخل ذکر کرده است، که نشان میدهد درخت نخل در آن زمان شناخته شده بود و چه تأثیراتی بر زندگی مردم آن زمان داشته است. که از جمله این قوانین میتوان به موارد زیر اشاره داشت:
قانون شماره 65ـ اگر باغبان باغ را هرس و گرده افشانی (برای درخت خرما) نکند و باعث کاهش میوه شود، برابر برداشت باغ همسایه به باغدار (میوه یا پول) می دهد.
قانون شماره 66ـ اگر کسی از وام دهنده پول گرفت و باغ خرمایش را به او بدهد و بگوید: «هر چه خرما برداشت کردی، به
جای پولی که به من دادی باشد» اگر وام دهنده نپذیرد، باغدار، خودش خرماها را میچیند (و میفروشد) و برابر قرارداد، پول و سود آن را به وام دهنده میدهد و هر چه پول بیشتری از فروش خرما بهدست آورد، مال باغدار خواهد بود.
قانون شماره 111ـ اگر زنی میفروش 24 لیتر شراب خرما در میان سال به کسی داد (تا سر خرمن از او غلات بگیرد)، هنگام برداشت محصول، 20 کیلو گندم (یا جو یا ذرت) از او دریافت میکند.
قانون شماره 237ـ اگر کسی ناخدایی را به خدمت گرفت و لنجی را کرایه کرد و آن را از یَویناس (غلات)، پشم و
روغن، خرما و هر کالای دیگری که لنج گنجایش دارد، بارگیری کرد (تا به جای دیگری ببرد)، چنانچه ناخدا لنج را خوب هدایت نکرد و باعث غرق شدن آن و نابودی کالاهای آن شد، باید (به جای آنها) لنج و همهی کالاهای نابود شده را جایگزین نماید.
***
اهمیت خرما در ایران و جهان
از هزاران سال پیش تاکنون، بهدلیل تأثیر نخل در زندگی بشر، این گیاه از اهمیت و قداست ویژهای برخوردار بوده است. مردم ادوار مختلف تمدن بین النهرین، هریک بهگونهای در نشان دادن اهمیت نخل، آیینها و مراسم و اعتقادات نیکی داشتهاند: تأثیر نخل در میان مردم دنیای باستان به قدری بوده که کاخها، معابد، و حتی تختهای سلطنتی را در دورهی سومریان و بابلیان به وسیله برگهای آن تزئین میکردهاند. سرستونهای تالاری بزرگ در مجموعه بناهای باشکوه کَرَنک مصر به شکل برگ خرما تراشیده شده است.
سومریان نخل را مقدس میشمردهاند و آن را مایهی برکت میدانستهاند؛ در نزد کلدانیان نخل الههی خاصی داشته است؛ بابلیان خدای مخصوصی برای نخل داشتهاند؛ آشوریان از خرما بهعنوان شیرینی در مجالس شادی بهره میبردند؛ هندوها نیز شرط برکت را در خاندان عروس و داماد، وجود خرما میدانستهاند؛ عربها خرما را تنها مادهی تغذیهی عموم برمیشمردهاند، و آن را«شجرۀالحیاة» مینامیدند و بر این اساس منشأ آن را آدمی میدانستند. ایرانیان، به خصوص مردم جنوب، نخل را تنها میراث پس از خود میدانند و آن را «شجرهی وفاداری» مینامند.
خرما (چرا خرما) در ایران بر اساس شواهد باستان شناختی، نزدیک به شش هزار سال پیش وجود داشته و نخلهای آن کشت میشدند. میتوان گفت؛ کاشت نخل در ایران از دوران باستان شروع شده و به پیش از سلسلهی هخامنشی مربوط میشود. در حجاریهاي تختجمشید، نقوش برجسته درختان نخل و تصاویر درختان دیگر به فراوانی دیده میشـود. بر فراز این درختان تصویر اهورامزدا در پرواز است. همچنین ایزدان و فروهرها (فرشتگان) بسیار بر بالاي این درختان پرواز میکنند که پاي آنها شاخه درختان را لمس میکند.
ستونهاي بلنـد عمـارات تخـت جمشـید، نمادي از درختان تناور و بلندقامت است. این ستونها که سقفهاي بلند عمارات را نگه میداشت، نخلستان انبوهی را در نظر مجسم میساخت که سمبل و نماد یک نخلستان مقدس بود. بر روي بعضـی از مهرهـاي مکشوف در تخت جمشید تصویر درختان نخل بارور و پرثمر دیده میشود ([22]). گزنفون به نقل از سقراط مينويسد که در عصر هخامنشيان، باغهايي در ايران وجود داشته که آنها را “باغهای بهشتی” ميناميدهاند و محصولات آنها خرما، انگور و انجیر بوده است.
از دیرباز درخت نخل و میوهی آن تاثیر بسزایی در زندگی مردم جنوب ایران داشته است. در میان یافتههای ارزشمند باستانشناسان در شهر سوخته ([23])، سفالینهای وجود دارد که در آن بزی در پنج حرکت به سمت درختی میجهد و برگهای آن را میخورد. گفته میشود این سفالینه که هماکنون بهعنوان نخستین پویانمایی جهان در دنیا مطرح شده است، در حقیقت پویانمایی داستان منظوم کهن درخت آسوریک (نخل) و بز است.
مهمترین تمدنی که در ایران پیش از آریاییها وجود داشته، تمدن عیلامی میباشـد. سرزمین، عیلام که بابلیهـا آن را ، الامتـو (Elamtu) یـا الام (Elam) یعنـی کوهسـتان و کشور طلوع خورشید مـینامیدنـد، یکـی از چهـار قسـمت دنیـاي قـدیم محسـوب، و حکومت آن به صورت فدرال اداره میشده است ([24]).
“در ایـن عهـد سراسـر خطـه جنـوبی و غربـی ایـران زیـر نفـوذ عیلامـیهـا قـرار داشت و سیاست دولت نیـز معطـوف ایـن منـاطق بـوده اسـت، کشـف آثـار باسـتانی متعــدد از عیلامــیهــا در منطقــه دشتســتان و اســتان بوشــهر ایــن موضــوع را قــوت بیشتري میبخشـد. منـاطق لیـان ([25]) و دشـتهـاي شـرقی و شـمال شـرقی آن در دوران شکوه و بلنـد آوازگـی عـیلام از منـاطق مهـم محـدوده جغرافیـایی کشـور بـوده و بـا نشانههـاي بدسـت آمـده در قلعـه ریشـهر و اطـراف برازجـان ، بـهویژه جنـوب شـرقی نخلســتانهــا، حضــور تمــدن و تــأثیرات فرهنــگ عیلامــی در آن مقطــع تــاریخی ملموس و موید هویت تاریخی منطقه میباشد ([26])”.
در دورهی عیلامیان ([27]) (۳۲۰۰– ۵۳۹ پیش از میلاد)، در نزدیکی شهر شوش، بر اساس نقوش، مهرها و کتیبههای مکشوفه میتوان گفت نخلستانهای بسیاری در این منطقه وجود داشته است. در مقاله بوشهر از آغاز تا حکومت عیلامیها آمده که: کشاورزان لیانی، علاوه بر خرما، به کشت انجیر و انگور نیز مبادرت میکردند ([28]). خوزستان و کوهستانهـاي اطـراف آن از مراکـز مهـم تمـدن عیلامـی بـود. دشـت خوزستان بهخاطر وسعت فراوان و داشتن رود پرآب و بزرگی مانند کـارون از دیگـر نقاط فلات ایران مشخص میباشد. خاك مساعد، آب فراوان و هواي گرم، این منطقه را براي کشاورزي مساعد ساخته است.
جلگه خوزستان و کرانههـاي کـارون و ارونـد از مهمترین مناطق تولید خرما بهشمار میروند. مناطق خرماخیز خوزستان عبارتند از: خرمشـهر، آبـادان، اهـواز، شـادگان، دشـت آزادگان، رامهرمز ([29])، شوشتر ([30]) و …. وجود نقش نخل بر روی مهرهای عیلامی، هخامنشی و مسکوکات عبرانیان قدیم نشان از حضور، اهمیت و قداست این گیاه نزد مردم آن دوره دارد، همچنین در منظومهی درخت آسوریک که به پهلوی و از زمان ساسانیان به جای مانده است، در مناظرهای میان بز و نخل، خرما فواید خود را برمیشمارد. ایرانیان در جشنها و تشریفات ویژهی نوروز از درخت خرما و میوهی آن بهره میجستند.
دوره هخامنشیان: رونق و درخشش کشت درخت خرما همزمان با پایهگذاري حکومـت هخامنشـیان در ایران به رهبري کـور وش کبیـر (529-560 پـیش از مـیلاد) مـیباشـد ([31]). در یادمانها و آثار دوره هخامنشی نقوش جانوري و گیاهی فراوانی از جملـه نخـل خرما بهکار رفته است که بیانگر محیطزیسـت و اقتصـاد گیـاهی و کشـاورزي سـاکنان پارس و علائق ایشان و فرمان روایان ایران است.
در مجموعه تختجمشید، در پلکان شرقی، سنگ بـزرگ مسـتطیل شـکلی وجـود دارد کـه دو قسـمت مثلثـی شـکلی نیـز بـه همـراه آن درسـت شـده اسـت و هشـت افسر (چهار نفر پارسی و چهار نفر مادي) حالت نگهبانی از یک کتیبه را به عهـده دارنـد. در قسمت مثلث شکل پشت افسران نقش شیر گاوشکن بـا زمینهاي از درختـان نخـل کنده شده است. سرستونهاي ایوان آپادانا نخلهـاي شـکوفا و برگهـاي آویـز افشـان را مجسم میکند درحالیکه مارپیچهاي عمودي در بالا تعبیر دیگري از باروي آنهاسـت.
در گوشه و کنار بناهاي مختلف هخامنشیان در شوش آثار نقـوش گیـاهی متعـددي دیـده میشود. در این میان گل نیلوفر و خرما و گلهاي چندپر به زیبـایی بـر روي سـنگهاي بیشکل دیوارها و پایه ستونها حک شده است. مثلا بین کاخ هدیش شوش و آپادانـاي آن نقش شیر همراه برگهاي خرما دیده میشود. در تختجمشید در گروه جامهایی که قسمت مرکزي آنها برآمده است عنصر مهم تزئینی آن گل چندپر یا برگ خرماست کـه از هنر آشور الهام گرفته است ([32]). در الواح تختجمشید، جیرههایی که تشکیلات اداري تهیـه و تحویـل مـیدهـد از مواد زیر تشکیل میشود: آرد، آبجو، شراب، غلات، خرما و انجیر ([33]).
پیر بریان (Briant pierre) در کتاب امپراتوري هخامنشی میآورد: “باید توجه داشت که در میـان انـواع گونـاگون خرمـا تئوفراسـتوس (شـرح حـال گیاهان، کتاب 2، فصل 6، بند 7 ) یکی را متمایز میکنـد و آن را «سـلطنتی» مـینامـد و ویژگی آن را کمیاب بودن آن قید میکند: «آنها را فقط در باغ باگواس در حـوالی بابـل میتوان یافت». پلینی ایـن اطلاعـات را بـا ایـن عبـارات بیـان کـرده اسـت (کتـاب 6، فصل 143):
از میان خرماها به مشهورترینشان نام «سلطنتی» داده بودند، چون بـه شـاهان پـارس اختصاص داشت. این خرما از بابل میآمد و فقط در باغ باگواس یافت میشد» (34). در ذخیره میوه دربار تختجمشید که بیشتر شامل میـوههـاي خشـک همانند خرمـا، انجیر، کشمش، پسته، توت، گلابی، گردو، زیتون و … بود.
در کاخهاي داریوش و ساختمانها و مجسمههاي آن کوشـکهـا در شـهر باسـتانی شوش تصویر درخت نخل نیز بهکار رفته است. داریوش کاخ شـاهان عیلامـی در شـهر شوش که روزگاري پایتخت عیلامیان بود و آشور بانیپال آن شهر و کاخهاي باشکوه آن را ویران کرده بود، با ابهت و شکوهی دوچندان بازسازي نمود ([35]). در معماري این کاخها طرح گل سرخ و درخت نخل دیده میشود، که مري بـویس درباره آن مینویسد:
“احتمالا ایرانیان این طرحها را از سنتهاي معماري عیلامی به ارث برده بودهاند”([36]).
در زیر میتوان به برخی از نقوش کشف شده از تمدن ایرانیان درباره حضور خرما در دورههای تاریخی بهخصوص دوره عیلامیان اشاره داشت ([37]):










[1] . تاریخ طبری، سلسله 1، ص 127.
[2] . عبدالملکبن محمد ثعالبی، کتاب فقهاللغة و سرالعربیة، بیروت: دارالکتب العلمیة، ص 6.
[3] . ابریشمی، محمد حسن، پستۀ ایـ ران، شـناخت تـار یخی، تهـران، مرکـز نشـر دانشـگ اهی، چـاپ اول، 1373 ، صص12-13 به نقل از: تاریخ طبري (الرسل و الملوك)، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده تهران، بنیاد فرهنـگ ا یـ ران، 78. ص، 1ج، 1354.
[4] . سروش اتابکزاده، جایگاه دشتستان در سرزمین ایران، شیراز 1373ش.
[5]. Charles R. Clement, “Fruits”, in The cultural history of plants, ibid
[6] . ولیاللّه مظفریان، درختان و درختچههای ایران، تهران 1383ش، ، ص 485.
[7] . هادی الفتی، تاریخ کشاورزی و دامپروری در ایران، ج 1، تهران 1374ش، ج 1، ص 325.
[8] . حمیدي، سید جعفر، نخل، مجلۀ سیراف، زمستان 1373 ،ص8.
[9] . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج7 ،ص42.
[10] . علی زرگری، گیاهان داروئی، ج 4، تهران 1369ش، ج 4، ص 525.
[11] . Charles James Bamber, Plants of the Punjab, Lahore 1916, pp:45
[12] . عبدالجبار بکر، نخلةالتمر، بیروت 1422/2002، ص 2.
[13] . قاسم یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، کیهان فرهنگی، سال 8، ش 8 (بهمن 1370)، ص23، 25.
[14] . حسینبن محمد ثعالبی مرغنی، تاریخ غررالسیر، المعروف بکتاب غرراخبار ملوک الفرس و سیرهم، چاپ زوتنبرگ، پاریس 1900، چاپ افست تهران 1963، ص 527.
[15] . الفلاحةالنبطیة، الترجمة المنحولة الی ابنوحشیه، چاپ توفیق فهد، دمشق 1993ـ1998، ج 2، ص 1341.
[16] . بلوچستان و تمدن دیرینه آن، ایرج افشار(سیستانی)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371، ص444 به نقل از: پطروشفسکی، کشاورزي و مناسبات ارضی در ایران، ترجمه کریم کشاورز.
[17] . ابراهیم پورداود، هرمزدنامه، تهران 1331ش، ص 74.
[18] . بندهش، (گردآوری) فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران، ص: 82- 88- 90.
[19] . هنری استیون لوکاس، تاریخ تمدن: از کهنترین روزگار تا سده ما، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران 1366ش، ج 1، ص82.
[20] . عبدالنبی سلامی، خرما در فرهنگ مردم خشت و دلوار، نامه فرهنگستان، سال ششم شماره 1 (تیر 1382).
[21].https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C
[22] . دکتر سید جعفر حمیدی، درخت، نماد زندگی و تقدس، تهران، موسسه انتشاراتی و آموزشی نسل دانش، ص364.
[23] . https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%87%D8%B1_%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87
[24] . نوربخش، مسعود، با کاروان تاریخ، نشر ایرانشهر، چاپ اول، تابستان 1370 ،ص3.
[25] . ان باستانی نام بوشهر در زمان ایلامیان میباشد. به معنی سرزمین آفتاب درخشان.
[26] . جایگاه دشتستان در سرزمین ایران، ص34.
[27]. https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85_(%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86)
[28] . عرفان، حیدر، نخلستان در استان بوشهر (دشتستان بزرگ)، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1374، ص71.
[29] . معنی «رام هرمز»: شاد و خرم باد هرمز. بلوك رامهرمز در گذشته از گرمسـیرات فـارس بوده (نـک: فارسـنامه ناصري، جلد دوم، ص 1346)که سالهاست از فارس جدا شده و اینـک جـزو اسـتان خوزسـتان اسـت. در فارسنامه ناصري آمده: هواي تابستانش گرم، درختان سردسیري را جز درخت گردو به خرمی پروراند. خرما و نارنج و لیمو و ترنج و سایر درختانش در کلفتی و بلندي ضرب المثل است و در بیشتر احوال با بلوك داراب شباهتی تمام دارد. بیشتر درخت صحرا و دامنه کوهستان رامهرمز، درخت کنار است.
[30] . یکی از مهمترین درختانی که در باغ تاریخی خان شوشتر دیـده میشـود، خرمـا اسـت. بـاغ خـان شوشـتر از چشماندازهاي طبیعی و تاریخی رودخانه گرگر و شهرستان شوشتر به شمار میآید.
[31] . داریوش هخامنشی (485-521 پیش از میلاد) در کتیبههاي خود در بیستون، تخت جمشید و نقش رسـتم در ردیف کشورهاي خود از سرزمینهایی که آنها را قدیمیترین مراکز پرورش نخل شمردهاند، نیز نام میبرد. بر روي مهر استوانهاي داریوش هخامنشی نقش دو نخل بارور دیده میشود.
[32] . هزادي، نینا، بررسی نقوش گیاهی و جانوري هنر هخامنشـی، تهـران، دانشـگاه آزا د اسلامی شهر ري، 1384 و محمدپناه، بهنام، کهن دیار (مجموعه آثار ایران باستان در موزههاي بزرگ جهـان، تهران، انتشارات سبزان، 1385.
[33] . ریان، پیر، امپراتوري هخامنشی، جلد اول، ترجمه ناهید فروغان، تهران، نشر قطره و نشـر و پـژوهش فـرزان روز، 1381 ،ص 146.
[34] . بریان، پیر، امپراتوري هخامنشی، جلد اول، ترجمه ناهید فروغان، ص310.
[35] . واعظی منفرد، سجاد. درسایه های نخلستان (خرما درخت زندگی)، تهران: آذینه گل مهر، 1398.
[36] . تاریخ کیش زرتشت، جلد دوم(هخامنشیان)، مري بویس، ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران، انتشارات توس، 1375، ص148.
[37] . درویش منش، کژال ، بررسی نقوش گیاهی مشترک درآثارمنقوش حسنلو، زیویه، قلایچی، ربط 2 و ارتباط آنها با هنر آشور، نشریه هنرهای زیبا – هنرهای تجسمی، دوره 21، شماره 2، تابستان 1395.
10004